پاسخ پاتولوژیک به تهاجم کریپتوکوکوسی بسیار متغیر است، از عدم بروز پاسخ در بیمارانی که شدیدترین نقص ایمنی را دارند تا ایجاد یک پاسخ گرانولوماتوز قوی؛ یعنی پاسخی که رکن اصلی توانایی فرد در مهار این عفونت محسوب میشود. بیماری بالینی ناشی از کریپتوکوکوس نئوفرمنس در گیرندگان پیوند عضو، معمولاً بیش از ۶ ماه پس از عمل پیوند بروز میکند. استثنای عمده بر این الگوی کلی، گروهی از بیماران هستند که پیش از پیوند، به دلیل بیماری زمینهای خود سابقه سرکوب سیستم ایمنی داشته یا تجربه پیوند ناموفق قبلی را دارند. شایعترین تظاهر کریپتوکوکوزیس پس از پیوند، وجود یک ندول ریوی بدون علامت است که بهطور اتفاقی در عکسبرداری قفسه سینه کشف میشود. تشخیص این بیماری معمولاً نیازمند بیوپسی است، زیرا نتیجه آزمایش آنتیژن در این شرایط اغلب منفی میشود؛ همچنین، ارزیابی بیمار پیوندی از نظر درگیری سایر نواحی بدن شامل سیستم عصبی مرکزی، پوست، پروستات و سیستم اسکلتی، با عفونت کریپتوکوکوسی توصیه شده است. پنومونی کریپتوکوکی نیز ممکن است بروز کند و طیفی از حالات، از موارد بدون علامت تا شرایطی که منجر به اختلال تنفسی شدید میشوند را در بر گیرد. بیماری ریوی، چه به صورت پنومونی واقعی و چه صرفاً به شکل یک ندول، ممکن است با وجود نتیجه منفی آزمایش آنتی ژن کریپتوکوک در سرم همراه باشد؛ از این رو، تشخیص قطعی آن نیازمند انجام روشهای تهاجمیتری مانند برونکوسکوپی و یا بیوپسی است. مسئله کلیدی در عفونت کریپتوکوکی، وقوع یا عدم وقوع انتشار خونی و در صورت وقوع آن، احتمال درگیر شدن سیستم عصبی مرکزیاست. عوامل خطری که زمینهساز عفونت با موکورالها میشوند شامل سه دسته اصلی ناهنجاری هستند: سرکوب سیستم ایمنی؛ اختلالات متابولیکی و آسیب پوست و بافت نرم. سندرمهای بالینی ناشی از قارچهای راسته موکورال هابا ویژگیهای زیر شناخته میشوند: خاصیت تهاجم به عروق که منجر به نکروز، انفارکتوس و خونریزی میگردد، پیشرفت سریع، و مقاومت نسبی در برابر داروهای ضدقارچی موجود. شایعترین انواع این سندرمها عبارتاند از: فرمهای بینی-مغزی، ریوی، پوست و بافت نرم و فرم منتشر. در مقایسه با عفونت آسپرژیلوس قارچهای موکورال کمتر باعث بیماری منتشر میشوند، اما گسترش آنها به ساختارهای مجاور بسیار سریعتر است. زیگومایکوزیس رینوسربرال به ترتیب بینی، سینوسها، چشمها و مغز را درگیر میکند. علائم اولیه شامل احتقان بینی، خونریزی بینی، حساسیت سینوسها، سردرد پشت کاسه چشم و تورم موضعی است. با پیشرفت این روند، تورم بافتهای درگیر بیشتر قابل توجه میشود و علائم چشمی آشکار میشود و از دست دادن حس پوست در محلهای درگیر به دلیل انفارکتوس اعصاب رخ میدهد. تشخیص زیگومایکوزیس نیازمند ارزیابی پاتولوژیک و یا کشت است. انجام بیوپسی در مراحل اولیه از نواحی دچار عفونت نکروز دهنده، اهمیتی حیاتی دارد. یکی از اصول تجربی ما در ارزیابی بیماران دارای نقص ایمنی این است که هیچگونه ضایعه نکروتیک نباید بدون بیوپسی رها شود، زیرا ممکن است نخستین تظاهر بالینی این قارچها یا سایر کپکهای مهاجم به عروق باشد.